لسان الملك سپهر

113

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

شمشيرها را قسم ديگر فرمود ، آنگاه صاحب قداح « 1 » كه قرعه زدن با او بود حكم داد تا به نام كعبه و نام عبد المطّلب و نام قريش قرعه زند . چون قرعه بزد آهو برّه‌هاى زرّين به نام كعبه برآمد و شمشير و درع بهرهء عبد المطّلب گشت ؛ و قريش بىنصيب شدند . - و ما تفصيل اين قدح و قرعه زدن را چگونه داشتند در ذيل قصهء ولادت عبد اللّه بن عبد المطّلب مرقوم خواهيم داشت - . مع القصه چون قريش از آن اشياء طمع بريدند ، عبد المطّلب آن چند درع و شمشير را بفروخت و از بهاى آن درى از بهر كعبه ساخت و آن آهوان زرّين را از در كعبه بياويخت و به غزالى الكعبه مشهور شد . و اين اول ذهبى است كه زينت مكّه گشت و عاقبت آن را ابو لهب دزديده و بفروخت و بهاى آن را در خمر و قمار به كار برد - چنان كه مذكور خواهد شد - . [ چاه‌هاى مكّه ] معلوم باد كه قبل از زمزم هر قبيله‌اى از قريش را در مكّه چاهى بود : عبد شمس بن عبد مناف را در فراز « 2 » مكّه نزد بيضا « 3 » خانهء محمد بن يوسف چاهى بود كه « طوّى » نام داشت ، و هاشم بن عبد مناف را در دهانهء شعب ابى طالب چاهى بود كه « بذّر » « 4 » نام داشت ، و مطعم بن عدىّ بن نوفل بن عبد مناف را چاهى بود كه « سجله » نام داشت . و اين چاه را بعد از حفر زمزم چون استغنا حاصل كرد اسد بن هاشم به دو عطا فرمود . و نام چاه اسد بن عبد العزّى « شفيه » « 5 » بود و چاه بنو عبد الدّار ، « امّ احراد » نام داشت و چاه بنو جمح « سنبله » نام داشت و آن را خلف بن وهب حفر كرد ، و چاه بنو سهم « الغمر » نام داشت و اميّة بن عبد الشّمس را نيز چاهى بود . و در بيرون مكّه ، مرّة بن كعب بن لؤىّ را چاهى بود كه « رمّ » نام داشت و بنى كلاب بن مرّه را دو چاه بود كه يكى را « حم » و آن ديگر را « حفر » مىگفتند . و

--> ( 1 ) . جمع قدح : تير . ( 2 ) . فراز : بالا و به معنى پائين هم آمده است . ( 3 ) . بيضا : بر وزن حمراء : خانه محمد بن يوسف برادر حجاج بن يوسف ثقفى . ( 4 ) . گويند : كه آن از ماده تبذير است زيرا آب آن كم‌كم و متفرّق بيرون مىآمده است . ( 5 ) . از آن با نام « سقيه » هم ياد كرده‌اند .